امروز بارون ميباره. قطرههاي ريزي كه همه جا گسترده شدن، گواهي بر آشتي پاييز با آدماست. حتي بخار روي شيشهي اتوبوس هم چيزي از شفافيت اين عشق كم نميكنه.
وقتي به بالا نگاه ميكني يه حس تازه سراغت مياد؛ چيزي مث دوست داشتن يا فكر كردن به اينكه خيلي بالاتر از اين ابرا كي داره فرمون ميده؟

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 17:49  توسط مجيد
|