تبليغاتX
شوگار - پاييز هزار رنگ
 
شوگار يعنی شبها
 
تك درخت خانه‌مان برگهاي خود را به زير پاهايش مي‌ريزد و دردناك‌ترين صحنه‌ها را مي‌آفريند. او با زوزه‌ي هر نسيم مي‌گريد و اشك‌هاي زردش را در دستان بي‌توانش مي‌فشارد اما دستان رنجور او طاقت نگهداري اين درد بزرگ را ندارند. آنها را رها مي‌كند و صداي شكستن قلبش با عبور هر رهگذر از زير اين درخت فرتوت شنيده مي‌شود. صداي خش‌خش برگها، سمفوني غم‌انگيزيست در گوش طبيعت كه هر لحظه به مرگ خود نزديك و نزديك‌تر مي‌شود.

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 16:11  توسط مجيد  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM